wort dictionary

Umweg

der
Plural: Umwege
Genitiv: (e)s

۱. بیراهه، راه غیر مستقیم، راه طولانی تر از راه مستقیم

Beispiele:

از بیراهه رفتن؛ [نیز:] راه خود را دور کردن، بیراهه رفتن

einen Umweg machen/ gehen/ fahren

از بیراهه؛ [مج:] به طور غیر مجاز؛ (به طور) غیر مستقیم

auf Umwegen

او غیر مستقیم از این موضوع مطلع شده است

er hat auf Umwegen davon erfahren