Spannung
diePlural: Spannungen
Genitiv: NULL
۱. هیجان، هیجان زدگی؛ بی تابی، بی صبری؛ [نیز:] تشویش، نگرانی، اضطراب، دلهره؛ کنجکاوی
unz.
Beispiele:
هیجان زده، با هیجان زدگی؛ بی تابانه، بی صبرانه
mit/ voll Spannung (erwarten usw.)
پر هیجان، مهیج، هیجان آور، هیجان انگیز
voll Spannung (Buch usw.)
در حالت هیجان/ بی تابی/ تشویش نگهداشتن
in Spannung halten
۲. کشمکش، اختلاف، تیرگی روابط؛ [خصوصاً سیاسی:] تنش، تشنج
gespanntes Verhältnis
۳. ولتاژ، اختلاف سطح برقی، اختلاف پتانسیل
۴. کشش، تنش