Pelz
derPlural: Pelze
Genitiv: es
۱. پوست (جانور خزدار)، خز؛ [نیز:] پالتوی پوست، کت پوست، یقه ی پوست
auch unbearbeitet
Beispiele:Wendungen:
پوست طبیعی
echter Pelz
برای کسی موی دماغ آفریدن، برای کسی سرخر درست کردن
jdm. eine Laus in den Pelz setzen
به کسی فشار آوردن، کسی را در فشار گذاشتن، موی دماغ کسی شدن
jdm. auf den Pelz rücken ugs.