wort dictionary

Lippe

die
Plural: Lippen
Genitiv: NULL

۱. لب

Beispiele:

لیوان را به لب بردن/ به لب نزدیک کردن

das Glas an die Lippen setzen

لب خوانی کردن

von den Lippeen lesen

Wendungen:

جلوی دهان خود را گرفتن، حرف خود را قورت دادن [عا]؛ [نیز:] جلوی خنده ی خود را گرفتن، لب را گاز گرفتن (برای جلوگیری از خنده و یا در موقع ندامت از گفته ای)

sich auf die Lippen beißen

به دقت به سخنان کسی گوش دادن

an jds. Lippen hängen