Idee
die۱. فکر (بکر)، ایده، عقیده، نقشه ی کار
فکر خوبی/ بکری بود
das war eine gute Idee
ایده های تازه ای برای (تزئین) بالکن و باغ
Ideen für Balkon und Garten
بر اساس ایده ای از ...
nach einer Idee von ...
من یک فکری دارم
ich habe eine Idee!
فکری به ذهنتان می رسد که این کار را چطور پیش ببریم؟
haben Sie eine Idee, wie man es durchsetzen kann
(اصلا) چطور به این فکر افتاده ای؟ این دیگر چه فکری است (که می کنی؟)
wie kommst du nur auf diese Idee?
کسی را به این فکر/ به این صرافت انداختن (که)
jmdn. auf die Idee bringen (etwas zu tun)
فکر بدی نیست!
das ist keine schlechte Idee!
به کلی از چیزی بی اطلاع بودن
keine Idee (nicht die geringste Idee) haben
۲. خیال، توهم؛ [روانشناسی:] وسواس فکری، ایده ی ثابت
fixe Idee
فقط خیال برش داشته
das ist so eine fixe Idee von ihm
خیال باطل داشتن، تصوری (توهمی) داشتن که از ذهن او بیرون نرفتن
eine fixe Idee haben
۳. یک خرده، یک ذره، یک هوا، اندکی، مختصری، یک کم [عا]
eine Idee (ganz wenig)
مقدار کمی نمک
eine Idee Salz
این موسیقی یک ذره بلند است
die Musik ist eine Idee zu laut
۴. مثال [ج: مَثَل]