Humor
derPlural: Humor
Genitiv: s
۱. شوخطبعی، خوشمزگی؛ شوخی، طنز، مزاح
Beispiele:Wendungen:
اهلِ شوخی و مزاح نیست، او شوخی سرش نمیشود
er hat keinen (Sinn für) Humor
چیزی را بهطنز برگذارکردن/ با شوخطبعی تحملکردن
etwas mit Humor ertragen
طنز، [طنزِ خشک که حالتی جدی دارد و در نتیجه مضحکتر است]
trockener Humor
واقعاً که حالِ آدم را میگیرد
das kann einem wirklich den Humor verderben ugs.