Eifer
derPlural: Eifer
Genitiv: s
۱. اشتیاق، عشق و علاقه، شور و شوق، (شور و) حرارت
Beispiele:Wendungen:
دیگر اشتیاقِ خود را از دست دادهاست/ از شور و شوق افتادهاست
sein Eifer ist schon erlahmt/ erkaltet
با اشتیاقِ فراوان؛ با جان و دل، با تمامِ وجود
mit großem Eifer
در آن بحبوحه/ هنگامه/ شلوغی، از شدتِ هیجان(زدگی)
im Eifer des Gefechts ugs.
عجله کار شیطان است، آدمِ دستپاچه کار را دو بار میکند
blinder Eifer schadet nur Sprichw.
با عجله ای که داشتم (از فرط هیجان) آن را کاملا فراموش کرده ام
im Eifer des Gefechts habe ich das ganz vergessen
۲. جدیت؛ همت؛ کوشش؛ جد و جهد