wort dictionary

Donner

der
Plural: Donner
Genitiv: s

۱. رعد، تندر، آسمان غره،‌ آسمان غرنبه [عا]؛ [مج:] غرش

Beispiele:

آسمان مر غرد

der Donner rollt/ grollt/ kracht

غرش توپها

der Donner der Geschütze

Wendungen:

(از تعجب) خشکمان زد وقتی که این را شنیدیم

wir waren wie vom Donner gerührt, als wir das hörten

مانند صاعقه زده ها، مثل برق گرفته ها، مات و مبهوت، که خشکش زده بود/ حاج و واج مانده بود [عا]

wie vom Donner gerührt