wort dictionary

Alarm

der
Plural: Alarme
Genitiv: (e)s

۱. اعلام خطر، زنگ خطر؛ آژیر، آژیر خطر؛ آماده باش؛ هشدار

Gefahrenmeldung

Beispiele:

آژیر خطر را کشیدن/ به صدا درآوردن

Alarm geben

اعلام خطر کردن؛ افکار عمومی را (به جریانی) متوجه کردن؛ کمک طلبیدن

Alarm schlagen

آژیر دروغ [ که به دنبال آن خطری واقع نمی شود]،‌ هشدار (اعلام خطر) بیجا؛ [مج:] دستپاچگی (ناراحتی و هیجان) بی جهت، گرد و خاک بیخود [عا]

blinder/ falscher Alarm

در موقع اعلام خطر (به وسیله ی آژیر)

bei Alarm

۲. وضعیت قرمز، وضع فوق العاده

Zeit der Gefahr