zugleich
modal۱. در یک آن، در آنِ واحد؛ (همزمان) با هم، (به طورِ) همزمان
zur gleichen Zeit
مثال ها:
هر دو در یک آن به طرفِ کتاب دست بردند
sie griffen beide zugleich nach dem Buch
۲. در عینِ حال؛ در ضمن، ضمناً؛ هم ... هم
in gleicher Weise
مثال ها:
در عینِ حال / در ضمن برایش توضیح دادم که
ich habe ihm zugleich erklärt, dass
او شاعر است و در عینِ حال نقاش، هم شاعر است هم نقاش
er ist Dichter und Maler zugleich