wort dictionary

beide

Pronominaladverb

۱. دو، دو تا [عا]

attr. (zwei)

مثال‌ ها:

فاصله بین (آن) دو محل

die Entfernung zwischen den beiden Orten

این دو چمدان مال من است

diese beiden Koffer gehören mir

یکی از ان دو مرد

einer der beiden Männer

شما دو آدم خوشبخت

ihr beiden Glücklichen

۲. دو نفر، دو تا [عا]،‌ دو (تن)

subst. (zwei)

مثال‌ ها:

این دو نفر همیشه از هم متنفر بوده اند

die beiden haben sich immer gehasst

ما دو نفر

wie beide(n)

۳. هر دو، هر دو تا [عا]

attr. (alle zwei)

مثال‌ ها:

هر دو فرزندشان را از دست داده اند

sie haben beide Kinder verloren

هر دو روز برایم مناسب است

beide Tage passen mir

در هر دو مورد

in beiden Fällen

هر دو تا بچه (هر دو تا بچه ی من)

die beiden Kinder (meine beiden Kinder)

هر دو تا دخترم ازدواج کرده اند

meine beiden Töchter sind bereits verheiratet

هر دو تا بشقاب

beide Teller (alle beiden Teller)

۴. هر دو (نفر)، هر دو نفرشان، هر دو نفر آنها، هر دو تا (شان)، هر دو تن

subst. (alle zwei)

مثال‌ ها:

هر دو (نفر) موافق بودند

beide waren dafür

من از هر دو (نفرشان) پرسیدم

ich habe beide gefragt

من هر دوی شما را در سینما دیده ام

ich habe euch beide im Kino gesehen

۵. هر دو [هر دو کار، هر دو مورد، هر دو چیز]،‌ هر دو تا [عا]

subst.; beides

مثال‌ ها:

من نمی توانم هر دو (کار) را با هم انجام بدهم

ich kann nicht beides gleichzeitig tun

در هر دو مورد اشتباه کرده است

er hat sich in beidem geirrt

از هر دو خورد، از (هر) دو تایش خورد [عا]

er hat von beidem gegessen

من هم از ماشین و هم از دوچرخه (از هر دو) استفاده می کنم

ich benutze beides, das Auto und das Fahrrad

۶. هیچ کدام [از آن دو نفر یا دو کار]، هیچ یک

subst.; beide kein, nichts usw.

مثال‌ ها:

هیچ کدام/ هیچ کدامشان نتوانست چیزی پیدا کند

sie konnten beide nichts finden

هیچ کدام از آنها/ از آن دو کار/ از آن دو چیز

keins von beiden

قهوه میل داری یا چای؟ - هیچ کدام از آن ها

möchtest du Kaffee oder Tee? - keins von beiden