wort dictionary

zugeben

transitiv

۱. اعتراف کردن به، اقرار / اعتراف کردن که

eingestehen

مثال‌ ها:

به (ارتکابِ) آن جرم اعتراف کرده است، اقرار کرده است که مرتکبِ آن جرم شده است

er hat die Tat zugegeben

۲. اذعان / تصدیق / اقرار / اعتراف کردن، معترف شدن، اذعان / قبول داشتن، پذیرفتن

einräumen

مثال‌ ها:

باید اذعان کرد که حق با اوست

man muss zugeben, dass er Recht hat

اذعان دارم، قبول (دارم)، بسیار خوب

zugegeben [es war nicht sehr geschickt, aber ...]

۳. قبول / موافقت کردن، اجازه دادن

erlauben

۴. اضافه / بیشتر / جایزه دادن

zusätzlich geben

۵. اضافه بر برنامه اجرا کردن

Musikstück usw.