• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    vermuten

    transitiv

    ۱. حدس زدن، احتمال دادن؛ [نیز:] گمان / خیال / فکر / تصور کردن

    مثال‌ ها:

    حدس می زدم

    das habe ich schon vermutet

    گمان می کردم که در کتابخانه باشد

    ich vermutete ihn in der Bibliothek

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی