wort dictionary

urteilen

intransitiv

۱. قضاوت / داوری کردن، به قضاوت / به داوری نشستن، حکم دادن؛ [نیز:] اظهارِ نظر / ابرازِ عقیده کردن

مثال‌ ها:

اگر بخواهیم گفته های او را ملاک قرار بدهیم

nach seinen Worten zu urteilen

خودتان ببینید (و قضاوت کنید)

urteilen Sie selbst!

دربارۀ چیزی اظهارِ نظر کردن

über etwas urteilen