• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    ungelegen

    Adjektiv

    ۱. نا مناسب؛ بی موقع، بد موقع، بد وقت

    مثال‌ ها:

    بی موقع آمده ام؟ مزاحمم؟

    komme ich ungelegen?

    Grammatik

    POSITIVungelegen
    KOMPARATIVungelegen
    SUPERLATIVungelegen
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی