wort dictionary

rücklings

۱. از پشت، از پشت سر، از عقب؛ [عا:] عقب عقب، پس پسک؛ [نیز:] وارونه، معکوس

rückwärts, von hinten

مثال‌ ها:

از پشت از پله ها پایین افتادن

rücklings die Treppe hinunterfallen

از پشت به کسی حمله کردن

jdn. rücklings angreifen

۲. به پشت، طاقباز

auf dem Rücken

مثال‌ ها:

به پشت دراز کشیدن

rücklings liegen