ringsum
۱. دور تا دور، دور و بر، از هر طرف
rundherum
مثال ها:
میهمانان دور تا دور نشسته بودند
ringsum saßen die Gäste
۲. همه جا، هر طرف را که نگاه می کردی
überall
مثال ها:
هیچ کجا چیزی نمی دیدم
ich konnte ringsum nichts entdecken/ sehen
۱. دور تا دور، دور و بر، از هر طرف
rundherum
میهمانان دور تا دور نشسته بودند
ringsum saßen die Gäste
۲. همه جا، هر طرف را که نگاه می کردی
überall
هیچ کجا چیزی نمی دیدم
ich konnte ringsum nichts entdecken/ sehen