wort dictionary

reflektieren

schwaches Verb

۱. منعکس کردن (نور)، برگرداندن، بازتاباندن

[hat]

۲. فکر کردن (درباره ی)، اندیشیدن (به)، تأمل/ تعمق کردن (درباره ی)

[hat]; itr. (über ein Problem usw.)

۳. نظر داشتن به، چشم کسی به دنبال چیزی بودن؛ [نیز:] تمایل داشتن به، علاقه مند بودن (خواستن)

[hat]; itr.; reflektieren auf Akk.

مثال‌ ها:

به چیزی علاقه مند بودن

auf etwas reflektieren