nageln
schwaches Verb۱. میخ زدن، میخ کردن؛ با میخ محکم کردن
[hat]; tr.
مثال ها:
کفش ها را میخ زدن
die Schuhe nageln
عکسی را به دیوار میخ کردن
ein Bild an die Wand nageln
۲. با هم میخ کردن
[hat]; tr. (zusammennageln)
۳. زدن
itr. (Motor)
۱. میخ زدن، میخ کردن؛ با میخ محکم کردن
[hat]; tr.
کفش ها را میخ زدن
die Schuhe nageln
عکسی را به دیوار میخ کردن
ein Bild an die Wand nageln
۲. با هم میخ کردن
[hat]; tr. (zusammennageln)
۳. زدن
itr. (Motor)