nähern
schwaches Verb۱. نزدیک شدن (به)
+ Dat.; sich nähern auch fig.
مثال ها:
به مرز نزدیک شدن
sich der Grenze nähern
آن ها به مقصد (مسافرت) نزدیک می شدند
sie näherten sich dem Ziel ihrer Reise
به فرودگاه نزدیک می شویم
wir nähern uns dem Flughafen
تابستان رفته رفته به آخر می رسد، تابستان دارد تمام می شود [عا]
der Sommer nähert sich dem Ende
بالاخره بهار دارد نزدیک می شود
endlich nähert sich der Frühling
۲. نزدیک کردن (به)
[hat]; tr.; + Dat.