• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    löslich

    Adjektiv

    ۱. قابل حل (در یک مایع)، حل شدنی

    مثال‌ ها:

    چربی/ روغن در آب حل نمی شود

    Fett/ Öl ist nicht in Wasser löslich

    Grammatik

    POSITIVlöslich
    KOMPARATIVlöslicher
    SUPERLATIVam löslichsten
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی