kramen
schwaches Verb۱. چیزی را گشتن، چیزی را زیر و رو کردن، (به هم ریختن و) جستن، کاویدن
[hat]; kramen in Dat.
مثال ها:
تمام کشوها را دنبال عکس گشتن
in allen Schubladen nach Bildern kramen
زیر و رو کردن و جستن، در یک ریخت پاش به دنبال چیزی گشتن
in etwas kramen