wort dictionary

kokettieren

schwaches Verb

۱. دلبری کردن (از)، عشوه گری/ لوندی کردن (برای)، عشوه آمدن (برای)؛ [نیز:] لاس زدن با

[hat]; (sich kokett benehmen)

۲. بازی‌کردن با؛ لاس زدن با [عا]

[hat]

مثال‌ ها:

فکر چیزی را در سر داشتن

mit etwas kokettieren