• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    geübt

    Adjektiv

    ۱. ماهر، مسلط، باتجربه، مجرب؛ ورزیده، تمرین‌دیده، آزموده

    (Person; Auge usw.)

    مثال‌ ها:

    در این کار مهارتِ/ تسلطِ بسیار دارد

    er ist darin sehr geübt

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی