wort dictionary

geübt

Adjektiv

۱. ماهر، مسلط، باتجربه، مجرب؛ ورزیده، تمرین‌دیده، آزموده

(Person; Auge usw.)

Beispiele:

در این کار مهارتِ/ تسلطِ بسیار دارد

er ist darin sehr geübt