• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    erquicken

    transitiv

    ۱. زنده/ (تر و) تازه‌کردن، جان دادن، حالِ کسی را جاآوردن [عا]، سر حال آوردن

    tr.; [hat]

    ۲. تازه‌شدن، جانِ تازه گرفتن، حال‌آمدن [عا]، سر حال آمدن

    sich erquicken

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی