wort dictionary

endlos

Adjektiv

۱. تمام‌نشدنی، بی‌انتها، بی‌پایان، پایان‌ناپذیر؛ (بسیار) طولانی؛ نامحدود

(Straße, Streit usw.)

مثال‌ ها:

راه گویا تمامی نداشت/ نمی‌خواست تمام شود

der Weg schien endlos zu sein

۲. مدتها، [عا:] یک عمر، یک قرن، یک عالم؛ تا ابد، همیشۀ خدا [عا]

adv.

مثال‌ ها:

همین طور مدتها طول کشید

es zog sich endlos hin

یعنی این وضع قراراست همین طور ادامه داشته‌باشد؟

soll das endlos so weitergehen?

۳. حلقوی، یکسره

(Riemen, Kette usw.)

Grammatik

POSITIVendlos
KOMPARATIVendloser
SUPERLATIVam endlosesten