• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    blinken

    intransitiv

    ۱. سوسو/ چشمک زدن؛ برق زدن؛ خاموش روشن شدن

    Sterne; Spiegel; Licht usw.; [hat]

    ۲. (با چراغ) علامت دادن؛ [اتومبیل:] راهنمازدن، چراغ زدن [عا]

    tr., itr. (Signale geben); [hat]

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی