wort dictionary

bemängeln

transitiv

۱. ایراد/ خرده/ عیب گرفتن به، ناراضی بودن از؛ عیب جویی کردن

[hat]

مثال‌ ها:

از چیزی ایراد گرفتن

etwas bemängeln

ایرادی که منتقدین از این کتاب می گیرند این است که ...

was die Kritiker an dem Buch bemängeln, ist ...