belohnen
transitiv۱. پاداش دادن به؛ مژدگانی دادن به؛ اجرت دادن؛ انعام دادن
Person
مثال ها:
در ازای زحمات کسی به او پاداش دادن
jmdn. für seine Bemühungen belohnen
به یابنده مژدگانی/ پاداش داده خواهد شد
der Finder wird (mit einem Geschenk) belohnt
پاداش گرفتن؛ مژدگانی گرفتن/ دریافت کردن
belohnt werden
در حق کسی ناسپاسی/ ناشکری کردن
jmdn. mit Undank belohnen
به کسی انعام (پاداش) دادن
jdn. belohnen
به پسرش به خاطر کمک او ده یورو پاداش داده است
er hat seinen Sohn für seine Hilfe mit zehn Euro belohnt
عمل نیک کسی را پاداش دادن
jds. gute Tat belohnen
۲. تلافی کردن، اجر/ پاداش/ عوض عملی را دادن
Tat; [hat]
مثال ها:
استقامتش نتیجه بخشید، اجر استقامتش را گرفت
seine Ausdauer wurde belohnt