wort dictionary

ausschöpfen

transitiv

۱. (آب چیزی را) خالی/ تخلیه کردن

Wasser; Kahn usw.; [*][hat]

۲. حداکثر استفاده را کردن از؛ تا به آخر بررسی کردن

Möglichkeit; Thema usw.; [*][hat]

مثال‌ ها:

از چیزی حداکثر استفاده را کردن

etwas ausschöpfen