• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    aufspießen

    transitiv

    ۱. [با چنگال و مانند آن ] برداشتن؛ به سیخ کشیدن، سیخ زدن؛ سوراخ کردن؛ [گاو:] روی شاخ خود بلند کردن

    [*][hat]

    ۲. کسی را به باد انتقاد گرفتن

    jdn. aufspießen

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی