aufspießen
transitiv۱. [با چنگال و مانند آن ] برداشتن؛ به سیخ کشیدن، سیخ زدن؛ سوراخ کردن؛ [گاو:] روی شاخ خود بلند کردن
[*][hat]
۲. کسی را به باد انتقاد گرفتن
jdn. aufspießen
۱. [با چنگال و مانند آن ] برداشتن؛ به سیخ کشیدن، سیخ زدن؛ سوراخ کردن؛ [گاو:] روی شاخ خود بلند کردن
[*][hat]
۲. کسی را به باد انتقاد گرفتن
jdn. aufspießen