• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    aufmöbeln

    transitiv

    ۱. حال آوردن؛ سر حال آوردن؛ رو آوردن

    [*][hat]

    ۲. مرمت کردن

    [*][hat]

    مثال‌ ها:

    یک کمد قدیمی را مرمت کردن (رنگ و روی تازه به آن دادن)

    einen alten Schrank aufmöbeln

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی