auffrischen
transitiv۱. نو کردن، شسته رفته/ تر و تمیز کردن [عا]؛ مرمت کردن
tr. (Möbel; altes Gemälde usw.); [*][hat]
۲. تازه/ تجدید/ زنده کردن؛ دوره کردن
tr. (erinnerung, Kenntnisse usw.); [*][hat]
مثال ها:
معلومات خود را مرور کردن (دوباره به یاد آوردن)
seine Kenntnisse auffrischen
۳. شدت گرفتن، تندتر شدن
itr. (Wind)
مثال ها:
وزش باد شدیدتر می شود
der Wind frischt auf
۴. تجدید قوا کردن
sich auffrischen