anstarren
transitiv۱. خیره شدن به، زل زدن به [عا]، چشم دوختن به، خیره/ زل زل نگاه کردن
[*] [hat]
مثال ها:
به کسی یا چیزی زل زدن
jdn. oder etwas anstarren
۱. خیره شدن به، زل زدن به [عا]، چشم دوختن به، خیره/ زل زل نگاه کردن
[*] [hat]
به کسی یا چیزی زل زدن
jdn. oder etwas anstarren