anliegend
Adjektiv۱. مجاور، همسایه، همجوار
angrenzend
۲. به ضمیمه، به پیوست، جوفاً؛ ضمیمه (شده)، پیوست
beiliegend
۳. تنگ، چسبان
Kleid usw.
مثال ها:
یک پیراهن چسبان
ein eng anliegendes Kleid
۱. مجاور، همسایه، همجوار
angrenzend
۲. به ضمیمه، به پیوست، جوفاً؛ ضمیمه (شده)، پیوست
beiliegend
۳. تنگ، چسبان
Kleid usw.
یک پیراهن چسبان
ein eng anliegendes Kleid