wort dictionary

ächten

transitiv

۱. طرد کردن، راندن

ausstoßen; [*][hat]

۲. محکوم کردن؛ مردود دانستن

verdammen; [*][hat]

مثال‌ ها:

کاری را خیانت دانستن ( و محکوم کردن)

etwas als Verrat ächten

(استفاده از)‌ سلاحههای هسته ای را محکوم کردن

Atomwaffen ächten

چیزی را محکوم (نفی) کردن

etwas ächten

مجازات اعدام را محکوم کردن

die Todesstrafe ächten