Zahlung
diePlural: Zahlungen
Genitiv: NULL
۱. پرداخت
مثال ها:عبارات کاربردی:
مبلغی پرداخت کردن
eine Zahlung leisten
جنسی را تبدیل به احسن کردن [با جنسِ دیگری از همان نوع عوض کردن و تفاوت را نقد دریافت کردن یا پرداختن]
etwas in Zahlung nehmen/ geben