Vorzug
derPlural: Vorzüge
Genitiv: (e)s
۱. رجحان، برتری، ارجحیت؛ تقدم، اولویت
Vorrang
مثال ها:
کسی / چیزی را ترجیح دادن، کسی / چیزی را مرجح دانستن، برای کسی / چیزی رجحان / تقدم قائل شدن
jmdm./ einer Sache Vorzug geben
۲. حسن، خوبی؛ امتیاز، مزیت؛ فضیلت
gute Eigenschaft, Vorteil
مثال ها:
یکی از محاسنِ / مزایای او وقت شناسی است
Pünktlichkeit ist einer seiner Vorzüge
این حسن را / مزیت را داشتن که، حسنِ / مزیتِ چیزی در این بودن که
den Vorzug haben, dass
او از این امتیاز برخوردار است که کشور را می شناسد
er genießt den Vorzug, das Land zu kennen