Übersicht
diePlural: Übersichten
Genitiv: NULL
۱. اِشراف؛ [نیز:] تصور کلی، دید کلی، وسعت دید، احاطه ی نظر، سعه ی نظر
unz. (Überblick)
مثال ها:
از موضوع پرت شدن، تسلسل افکار را از دست دادن
die Übersicht verlieren
۲. خلاصه، شرح مختصر، فشرده
Zusammenfassung
۳. فهرست، لیست؛ جدول
in Tabellenform