wort dictionary

Tücke

die
Plural: Tücken
Genitiv: NULL

۱. خباثت، شرارت، بدجنسی، خطر، حقه، حیله، موذیگری، حقه بازی، دوز و کلک؛ [دستگاه:] بد قلقی

مثال‌ ها:

این دستگاه بد قلقی هایی دارد/ گاهی اذیت می کند

die Maschine hat so ihre Tücken

چیزی قلق خودش را دارد (گاهی کار می کند و گاهی کار نمی کند)

etwas hat seine Tücke