Serie
diePlural: Serien
Genitiv: NULL
۱. دوره؛ سلسله؛ زنجیره؛ سِری؛ سِت؛ ردیف
Reihe, Satz
مثال ها:عبارات کاربردی:
یک دوره ی جدید تمبر
eine neue Serie von Briefmarken
جزو یک دوره/ سلسله، به طور مسلسل
in einer Serie [erscheinen]
به طور زنجیره ای تولید کردن
in Serie herstellen
تولیدِ چیزی شروع شدن، واردِ خطِ تولید شدن
in Serie gehen
۲. سریال
Fernsehserie usw.
۳. رشته، سلسله، سِری [عا]
مثال ها:
یک رشته سانحه ی شدید رانندگی
eine Serie schwerer Autounfälle
پس از یک رشته موفقیت، پس از پیروزی های پی در پی
nach einer Serie von Erfolgen
ﯾﮏ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﺗﺼﺎﺩﻓﺎﺕ
eine Serie von Unfällen