wort dictionary

Presse

die
Plural: Pressen
Genitiv: NULL

۱. مطبوعات، نشریات، روزنامه ها، جراید؛ [نیز:] خبرنگاران، مطبوعات چی ها [عا، تحق]

unz. (Zeitungswesen)

مثال‌ ها:

این مطلب در مطبوعات آلمان درج شده بود/ آمده بود

das stand in der deutschen Presse

مطبوعات خارجی گزارش می کنند که ...

die ausländische Presse berichtet ...

روزنامه نگار است، مطبوعات چی است

er ist von der Presse

روزنامه نگاران همه جا او را دنبال می کردند

er wurde von der Presse überallhin verfolgt

مطبوعات درباره اش خوب/ بد نوشته اند

er hat eine gute/ schlechte Presse ugs.

۲. (ماشینِ) پِرِس، دستگاه منگنه

۳. ماشین چاپ

۴. آب میوه گیری؛ آبلیموگیر، آب پرتقال گیر؛ دستگاه روغن گیری [و غیره]

Saftpresse

۵. مدرسه ی خصوصی (آمادگی)