wort dictionary

Narkose

die
Plural: Narkosen
Genitiv: NULL

۱. بیهوشی، هوشبری، بی حسی (عمومی)؛ [نیز:] حالت بیهوشی؛ داروی بیهوشی/ هوشبری

مثال‌ ها:

به هوش آمدن (بعد از عمل جراحی)، از (حالت) بیهوشی درآمدن

aus der Narkose aufwachen/ erwachen

بیهوش بودن (بعد از عمل جراحی)

in der Narkose liegen