wort dictionary

Mord

der
Plural: Morde
Genitiv: (e)s

۱. قتل، آدمکشی؛ [حقوقی:] قتل عمد

مثال‌ ها:

مرتکب قتل شدن، قتل کردن، آدم کشتن

einen Mord begehen/ verüben

عبارات کاربردی:

(اگر این اتفاق بیفتد) آن وقت قشقرق عجیبی/ جار و جنجال بزرگی به پا می شود، غوغایی برپا می شود/ جنگ و دعوایی راه می افتد

(wenn das geschieht), dann gibt es Mord und Totschlag (ugs.)