Kegel
derPlural: Kegel
Genitiv: s
۱. مخروط، هر چیز مخروطی شکل
مثال ها:عبارات کاربردی:
مخروط بریده، مخروط ناقص
stumpfer Kegel
با تمام اهل بیت (تمام افراد خانواده)
mit Kind und Kegel
۲. پین، مهره[ی بازی (نوعی) بولینگ]
(zum Spiel)
مثال ها:
بولینگ بازی کردن
Kegel schieben/ spielen