Art
die۱. طبیعت؛ روحیه؛ سرشت، خمیره، خصلت
unz. (angeborene Eigenart)
طبیعت با نشاط او
ihre frische Art
آدم مطمئن به خودی است
er hat eine sichere Art
این عمل با روحیه او/ با طبیعت او سازگار نیست
das entspricht nicht seiner Art
۲. طرز، نحوه؛ طور؛ شیوه؛ شکل؛ اره، طریق؛نحو، ترتیب؛ طریقه، سبک، روال، اسلوب
unz. (Art und Weise)
طرز/ شیوه حرف زدن او، طور که حرف می زند
seine Art zu sprechen; die Art (und Weise), wie er spricht/ in der spricht
ساده ترین راه/ نحوه انجام دادن کاری
die einfachste Art, etwas zu tun
به روال همیشگیش
in seiner gewohnten Art
به طرز/ به طریق اسرارآمیزی
auf geheimnisvolle Art
به این نحو، به این ترتیب، از این راه، از این طریق
auf diese Art (und Weise)
از این راه، به این نحو
auf die Art [kommst du nie ans Ziel]
به چه نحو؟ به چه ترتیب؟ از چه راهی؟ از چه طریقی؟ چطور؟
auf welche Art?
به نحوی،به ترتیبی
auf irgendeine Art; auf die eine oder die andere Art
به شیوه/ به سبک پیکاسو نقاشی می کند
er malt in der Art Picassos/ von Picasso
مانند (همه) بچه ها
nach kindlicher Art
اسپاگتی میلانی، اسپاگتی به سبک میلانها
Spaghetti nach Mailänder Art
به نوع دیگر
auf eine andere Art
۳. طرز رفتار، طرز برخورد؛ ادب، نزاکت، آداب معاشرت
unz. (Benehmen)
این دیگر چه طرز رفتاری است؟
was ist das denn für eine Art?
ادب سرش نمی شود
er hat keine Art ung.
۴. نوع؛ گونه، جور؛ قبیل، دست؛ قسم؛ جنس؛ رقم؛ قماش، قلم
Sorte
این نوع مردم/ سبزی/ تبلیغات
diese Art Leute/ von Gemüse/ der Werbung
هر گونه خشونت
jede Art von Gewalt
این قبیل سوانح، چنین سوانحی
Unfälle dieser Art
یکی از پلیدترین انواع جنایت
eine Verbrechen +belster ARt
همه نوع گل، همه جور گل، انواع و اقسام گل،گلهایی از هر قبیل
Blumen aller ARt
نوعی سالاد ایتالیایی، یک جور سالاد ایتالیایی
eine Art italienischer Salat
نوع جدیدی (از) مجازات
eine neue Art von Strafe
یک نوع/ یک جور قرارداد است، چیزی شبیه به قرارداد است
das ist (so) eine Art Vertrag
در نوع خود بی نظیر
einzig in seiner ARt
همه نوع کتاب
Bücher aller Art
۵. گونه، نوع
Spezies