wort dictionary

Anschlag

der
Plural: Anschläge
Genitiv: (e)s

۱. [نیز:] فاصله؛ حرف

Schreibmaschine

مثال‌ ها:

دقیقه ای سیصد حرف تایپ می کند

sid schreibt 300 Anschläge in der Minute

شصت حرف در هر سطر

60 Anschläge pro Zeile

۲. ضربه؛ ضربه خفیف

Klavier, Schwimmen

۳. سوء‌ قصد (به جان کسی)؛ حمله (به جایی، به کسی)

Anschlag auf Akk. (Überfall)

مثال‌ ها:

به جان کسی سوء‌ قصد کردن

einen Anschlag auf jmdn. verüben

۴. اعلان (دیواری)، آگهی؛ پوستر

Bekanntmachung; Plakat

مثال‌ ها:

اعلان دیواری زدن

einen Anschlag machen

۵. (نقطه)‌ گیر، بلوک، مانع

unz.;

۶. [حالت آمادگی برای شلیک]؛ نشانه گیری (با اسلحه)

Gewehr

۷. برآورد، برآورد هزینه، تخمین (قیمت)

Schätzung

۸. سرگیری (رج اول در بافتنی)