Abschied
derPlural: Abschiede
Genitiv: s
۱. خداحافظی، وداع؛ تودیع؛ [نیز:] جدایی؛ ترک؛ کناره گیری؛ استعفا
مثال ها:
در موقع خداحافظی؛ به هنگام وداع
beim Abschied
وداع با والدین؛ جدا شدن از پدر و مادر
der Abschied von den Eltern
جدا شدن از خانواده؛ ترک خانه و زندگی، ترک خانه و کاشانه
der Abschied von zu Hause
استعفای خود را تسلیم کردن/ از خدمت کناره گیری کردن
seinen Abschied einreichen/ seinen Abschied vom Dienst nehmen
خداحافظی کردن از/ با؛ وداع کردن با - از کسی خداحافظی کردن
Abschied nehmen von - von jdm. Abschied nehmen